السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
379
تفسير الميزان ( فارسي )
و مراد از اين « فتح » به طورى كه قرائن كلام هم تاييد مىكند ، فتحى است كه خدا در صلح حديبيه نصيب رسول خدا ( ص ) فرمود . و توضيح اينكه : تمامى پيشرفتهايى كه در اين سوره اشاره اى به آنها دارد ، از روزى شروع شده كه آن جناب از مدينه به سوى مكه بيرون رفت و سرانجام مسافرتش به صلح حديبيه منتهى گرديد ، مانند منت نهادن بر رسول خدا ( ص ) و مؤمنين ، و مدح مؤمنين ، و خشنوديش از بيعت ايشان ، و وعده جميلى كه به ايشان داده كه در دنيا به غنيمتهاى دنيايى و در آخرت به بهشت مىرساند ، و مذمت عربهاى متخلف كه رسول خدا ( ص ) خواست آنان را به سوى جنگ حركت دهد ، ولى حاضر نشدند ، و مذمت مشركين در اينكه سد راه رسول خدا و همراهيان آن جناب از داخل شدن به مكه شدند ، و مذمت منافقين و تصديق خدا رؤياى رسول گراميش را ، و همچنين اينكه مىفرمايد : « او چيزهايى مىداند كه شما نمىدانيد ، و در پس اين حوادث فتحى نزديك قرار دارد » همه اينها اگر صريح نباشد نزديك به صريح است كه مربوط به خروج آن جناب از مدينه به سوى مكه كه منتهى به صلح حديبيه شد مىباشد . و اما اينكه اين صلح فتحى مبين است كه خدا به پيغمبرش روزى كرده ، دقت در لحن آيات مربوط به اين داستان ، سرش را روشن مىكند ، چون بيرون شدن رسول خدا ( ص ) و مؤمنين به منظور حج خانه خدا ، عملى بسيار خطرناك بود ، آن قدر كه اميد برگشتن به مدينه عادتا محتمل نبود ، و آيه « بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً » به همين معنا اشاره مىكند ، چون مسلمانان عده اى قليل ، يعنى هزار و چهار صد نفر بودند و با پاى خود به طرف قريش مىرفتند ، قريشى كه داغ جنگ بدر و احد و احزاب را از آنان در دل دارند ، قريشى كه داراى پيروانى بسيارند و نيز داراى شوكت و قوتند ، و مسلمانان كجا مىتوانند حريف لشكر نيرومند مشركين ، آن هم در داخل شهر آنان باشند ؟ و ليكن خداى سبحان مساله را به نفع رسول خدا ( ص ) و مؤمنين و به ضرر مشركين تغيير داد ، به طورى كه مشركين به اين مقدار راضى شدند كه براى مدت ده سال صلح كنند ، با اينكه مؤمنين چنين اميدى از آنان نداشتند ، ولى سرانجام چنين شد ، و صلح كردند كه مدت ده سال جنگ نداشته باشند ، و هر يك از قريش به طرف مسلمين رفت ، و يا از طرف مسلمين به طرف قريش رفت ، آزارش ندهند ، و در امانش بدانند . و نيز رسول خدا ( ص ) آن سال را به مدينه برگردد ، و سال بعد به مكه وارد شود ، و مردم مكه ، شهر را براى سه روز براى ايشان خالى كنند .